۱۳۸۹ فروردین ۳۱, سه‌شنبه

There will be blood

۱۳۸۹ فروردین ۳۱, سه‌شنبه

دوازده روز قبل.

جاده بین شهری.

پژو و پرایدی به صورت کاملا صمیمی همدیگر را در آغوش گرفته اند. طوری که از تفکیک آنها از یکدیگر مشکل است. چند نفر هم آن اطراف ولو هستند. پک و پوزشان خونی است. بعد مردم که بالای سر یکی از همین ولو شده ها ایستاده اند، کتی را روی سر ولوشده مذکور می اندازند و بعد هم سکه و اسکناس بارانش می کنند. بعد هم که آقایی سفیدپوش آمد و گفت : "این که زنده س! کمک کنید ببریم تو آمبولانس. " اما مردم با موبایل ها مشغول فیلمسازی بودند. بعد بعضی ها می گویند هنرمند نداریم!

ده روز قبل ، داخل شهر.

صدای انفجار مهیبی شهر را به جنب و جوش هرچه بیشتر وا می دارد. در داخل زندان شهر بمب کار گذاشته اند. در این عملیات چریکی! بمب گذاران موفق می شوند زندانی مورد نظرشان را که قرار بود اعدام شود ، فراری بدهند. دو زندانی دیگر هم از موقعیت استفاده کرده و از زندان می گریزند. چندین نفر زخمی و به بیمارستان انتقال داده می شوند.

عامل بمب گذاری زنی چادر به سر که بمب را در یک سبد جاسازی کرده بود ، اعلام شد.

یک هفته قبل

نصفه شب صدای تیراندازی شهر را از خواب غفلت بیدار کرد. نیروی انتظامی در یک عملیات انتحاری انفجاری! توانست زندانی اعدامی را به همراه همدستانش دستگیر کند. نحوه ی اجرای عملیات: نیروی انتظامی بدون هیچ هشدار قبلی از فاصله پانصدمتری خانه ی فراری را به گلوله بست . فراری هم به همراه خواهر و یک نفر دیگر در خانه در جواب شروع به تیراندازی کردند. بعد از مقاومت فراری و همدستان ، نیروی انتظامی مادر فراری را به آنجا آورد و از او خواستند این جملات را در بلندگو بگوید (نقل به مضون): "پسرم اگه نیای بیرون اینا چندتا آرپی چی آوردن ، گفتن اینجا رو منفجر می کنن. " و واقعا هم قصد چنین کاری را داشتند. عملیات با موفقیت انجام شد.

امروز صبح (31 فروردین 1389)

دوباره صدای انفجار شهر را لرزاند. یک ماشین در حال حرکت که خیابان فردوسی به سمت میدان امام میرفت، منفجر شد و هر چهار سرنشین آن با عجله به دیار باقی شتافتند. ابتدا شایعه شد که بمب گذاری بوده است. اما ماموران زحمتکش انتظامی اعلام گردند که کپسول جی.ال.پی (یا همچین چیزی!) ماشین ترکیده و باعث این حادثه شده است. البته کپسول معمولا در عقب ماشین قرار دارد اما افراد حاضر در صحنه می گویند ماشین از وسط رو به ملکوت رفته است(یعنی که بدانید و آگاه باشید که خبرایی هست!). در این انفجار به چند مغازه اطراف محل حادثه آسیب جدی وارد شد. همچنین رفت و آمد ماشین ها ازمیدان 22 بهمن به میدان امام برای چند ساعت ممنوع بود. (تا همین لحظه برای همه ب.م.ب گذاری قطعی شده!)


پی نوشت: مرسی از این همه هیجان!

5 comments:

SOMAYEH گفت...

چه زندگی پر هیجانی رو تجربه کردی شما !!!

نازی گفت...

بدون اغراق دلم برات تنگ شده بود!
تو با دیونگی خاصی که داری منو یاد یکی از دوستام می اندازی

برومند گفت...

این که اکشن بود از کمدی اسلپ استیک هم برامون بنویس

هما گفت...

درود
من که فک میکنم دست تکزاس رو هم از پشت بستیم
کلانتری نیست؟
ما که دیگه احساس امنیت نمی کنیم

هما گفت...

خوب می نویسی به ما هم سر بزنkhakkhoran.

ارسال یک نظر

لطفا پیغام های خارج از بحث پست رو به این آدرس ها بفرستین :
زکریا kaboe.tanha@gmail.com
میم walldivar@gmail.com

معتادان دیازپام ده

جستجو در دیآزپام 10

دیآزپام خورندگان امروز