۱۳۸۹ خرداد ۹, یکشنبه

He’s Our You

۱۳۸۹ خرداد ۹, یکشنبه

این وبلاگ دو نویسنده داره. باور کنید! میم و زکریا. کاملا مستقل از هم می نویسند و گاهی هم ممکنه علیه هم بنویسند!! میم که من باشم، معمولا دچار سندروم ایجاز مُخِل و اطناب مُمِل است اما زکریا معمولا به تناسب می نویسه و البته همیشه هم پر سوز و گداز! (دسترسی به یک جعبه دستمال کاغذی ِ نرم در حین خواندن نوشت هاش، واجب عینی است!) و اینکه وقتی دو نفر از دیازپام برای یک وبلاگ دیگه کامنت میذارن، سوء تفاهم ها شروع میشه... پس بدانید و آگاه باشید که ما دو نفریم... در دو بدن و کلا هستیم دیگه...

12 comments:

علامت سوال گفت...

مگه کسی می تونه اهمیت زبان رو انکار کنه؟! بعضیا معتقدند بدون زبان حتی فکر کردن هم ممکن نیست...راست می گن به گمونم:-؟

ايرن گفت...

من متوجه اين همه كل كل نميشم....سر چي داريد بحث مي كنيد آخه؟سر تاثير رشته ي دانشگاهيتون تو زندگي؟!به نظر من تو اين قضيه نميشه تك بعدي فكر كرد!تموم رشته ها و تموم مهارتها و تخصص ها و دانش ها تو زندگي روزمره ي مردم جاريه و داره تاثير خودش رو ميذاره...

زکریا گفت...

!!!!!!!!!!!!!!!

زهرا موثق گفت...

بابا یکی یه لیوان گل ‌گاوزبون بده این بنده خدا.

حماقت نکن گفت...

بنده خدا کلی شاد شدم دیدم راجع به فیلمی که دارم و ندیدم مطلب نوشتی که خیلی خلاصه بود ایشالله کاملش کن که من ببینم فیلم رو .

ايوب گفت...

اي بابا يكم مرام بزار چكار داري زكريا را دي:

هلیا گفت...

زبان
سرچشمه ی سوء تفاهم هاست...
(و سرچشمه ی تمام بودن ها)



+ الان زکریا حالش خوبه؟

negar گفت...

سلام میم.من حرفتو قبول میکنم که این وبلاگ 2نویسنده داره.درمورد ترجمه خوب اصلا لازم نبود این همه توضیح بدی چون کاملاًواضحه.ولی من حتماًباید سر فرصت توی وبلاگم بنویسم که بابا! ریاضی هم مهمه!درسته برای خیلی ها کابوسه اما بدون محاسبات ریاضی ساختمون زکریا ساخته نمیشه!در مورد جلد کتاب من استخوانهای دوست داشتنی ام رو به زبان اصلی خریدم و یه ساله که به جلدش نگاه میکنم!

Morteza گفت...

در عین احترام به نظرات ذکریا ، اما با اون یکی دیگه که این مطلب را نوشته موافقم .. زبان رشته ی حیاتی ای هست .. مخصوصا ادبیات اش

نیلوفر گفت...

سلام
مرسی که به من سر زدید. من هم مطلب شما رو خوندم

ایمان گفت...

سلام
تو چه کار خوبی کردی که واسه بلاگ من کامنت گذاشتی!
یعنی کار زیبایی بود از این لحاظ که من دلم چند عدد دوست جدید می خواست!
من فقط موندم فیلم کاغذ بی خط کجاش قشنگ بود؟
نه اجتماعی بود،نه....
من از معماری خیلی خوشم می آد و کنکور هم معماری اصفهانو آوردم اما به دلایل بازار کار و .. رفتم مهندسی مکانیک!

ایمان گفت...

به نظر من معماری و زبان هردو از اندیشه ی انسان حکایت می کنند مستقیم و غیر مسقیم

ارسال یک نظر

لطفا پیغام های خارج از بحث پست رو به این آدرس ها بفرستین :
زکریا kaboe.tanha@gmail.com
میم walldivar@gmail.com

معتادان دیازپام ده

جستجو در دیآزپام 10

دیآزپام خورندگان امروز