۱۳۸۹ خرداد ۱۹, چهارشنبه

?Where Is My Dad, Auntie

۱۳۸۹ خرداد ۱۹, چهارشنبه

محسن نامجو خواننده ی بزرگی نیست. هر کسی که فرق تار و گیتار و هواپیما را بداند، این را تشخیص می دهد. اما چرا او این همه بین جوانان پیشانی بلند! ایرانی محبوب شده؟

عمده ی امتیاز خوانندگی نامجو به سبک خواندنش (خوانش او از اشعار) بر می گردد. در مستند سامان سالور«آرامش با دیازپام 10» هم به این موضوع اشاره می شود. مسئله ی دیگری که باعث معروف شدن نامجو شده، تلفیق و کنار هم قرار دادن سازهای غربی و ایرانی است. البته نباید از شعرهای طنز و جسورانه اش به راحتی گذشت. اما باقی کاری که نامجو می کند کاور زدن ملودی های خارجی یا بازخوانی ترانه های ایرانی است. از شجریان، همراه شو عزیز و مرغ سحر را کپی برداری کرده و از خارجی ها بی شمار تم و ملودی را کاور زده است. پس فقط می ماند کمی صدای آهنگین و ویژگی های مذکور... اگر قرار باشد اینها را نوآوری نامید که سندی (خواننده محبوب و محجوب ترانه های دختر آبادنی معلوم الحال!، پری، سربازی و...) را باید نوآور و بدعت گذار در موسیقی نامید. نمونه اش ترانه طلاق، یک آهنگ پاپ که از یک تکنوازی بربت به عنوان بریج آهنگ استفاده کرده یا همین ترانه خواننده پاپ با تم عربی و ترکی. اصلا بی خیال نامجو... خواننده ای که امروز قرار است با او آشنا بشوید، شاید تا حدودی نامجو را در ذهن شما تداعی کند. همین!

تصور کنید در این دنیای مجازی و بی کران رحمت آمریکایی به طور اتفاقی (بازهم اتفاق!) به آهنگی بر می خورید که شاید همزمان شما را به خنده بیندازد (به خاطر تلفیق های عجیب و غریب) و یا احساسات شما را تحریک کند (به خاطر نوستالژیک بودن) ولی در نهایت مطمئنا از خلاقیت آهنگساز شگفت زده می شوید. آهنگ را پخش می کنید: صدایی شبیه سینه زدن می شنوید (ملودی عمه بابایم کجاست؟ از کویتی پور) مطمئن می شوید اتفاق مذکور سرکاری است! اما چند ثانیه که می گذرد صدای زنی بر روی آهنگ می خواند: همه ی/ هستی ِ من/ آیه ی تاریکی ست/ که تو را/ در خود تکرار/ در خود تکرار می کند... این اتفاق دوست داشتنی انگار مدام می خواهد شما را غافلگیر کند، هنوز یک دقیقه و سی ثانیه از آهنگ نگذشته که غافلگیری تکمیل می شود، شما دارید به موسیقی سایکدلیک راک گوش می دهید. سرانجام بعد از 5 دقیقه و 20 ثانیه که تازه از خلسه بیرون آمده اید، شاید بخواهید این لذت تازه را چندباره تجربه کنید...

سالها پیش گروه های بیتلز، دورز، ولوت آندرگروند از ملودی های شرقی، مذهبی و ... در آثار خود استفاده کردند. اما معمولا نوآوری های شرقی و... در سیستم استودیویی و نظام مند غرب جایی ندارد و افراد خارج از جریان، مجبورند بصورت مستقل فعالیت کنند. سبک صوفی راک هم دچار همین مشکل بوده و هست. در دهه ی نود گروه پاکستانی «جنون» با آلبوم های «انقلاب»، «آزادی» و «پرواز» و با اشعاری از مولانا و محمد اقبال در پاکستان معروف شد، اما چندان جهانی نشد.

در سال 2007، دختر آمریکایی هاله نامی شروع به تلفیق موسیقی راک و سازهای شرقی کرد. این احساس و فضای شرقی کم کم در آثار هاله به یک ویژگی مهم تبدیل شد. این فضا حتی بر روی سازبندی و تنظیم کارها نیز تاثیر گذاشته است. در هر صورت، بعد از دو نیمه آلبوم (EP) در مارس 2008 آلبوم "No ceiling" (پراوز بدون مرز**) را به بازار فرستاد. این آلبوم در سبک ترانس- صوفی- راکِ مالیخولیایی خوانده شده است. شامل 10 تراک می باشد که شاید آهنگ هستی مهمترین قطعه ی این آلبوم برای ما ایرانی ها باشد. آهنگ هستی با شعری از فروغ فرخزاد و ملودی کُند شده ای برگرفته از نوحه ی «عمه بابایم کجاست؟» کویتی پور، ترکیبی جالبی از صوفی راک و نوحه ی ایرانی است. ترانه های آلبوم تلفیقی است از اشعار سهراب سپهری، فروغ فرخزاد و مولانا و همچنین خود هاله. (یاد نامجو افتادید؟نه!!) صدای خش دار هاله که به قول موسیقی بازهای حرفه ای، هرچند شش دانگ نیست، اما حس خوبی در شنوندگان ایرانی ایجاد می کند. لهجه ی نیویورکی او نیز به شدت بر روی خوانش اشعار فارسی تاثیر گذاشته و ناخواسته کمی شبیه خوانش های نامجو شده است (این دو تقریبا همزمان معروف شده اند). برای مثال در آهنگ های ای دل اگر عاشقی، چنان مستم، ای در شکسته و... این لهجه آمریکایی – فارسی عود می کند و بر جذابیت شنیدن این آهنگ ها تاثیر می گذارد. چندین روزنامه ی آمریکایی (واشینگتن پست، نيويورک تايمز، بوستون گلوب، بیلبورد) در ستایش هاله و این آلبوم مقاله هایی نوشته اند، حتی او و تلفیق های موسیقیایی اش را با گروه های دورز، بیتلز و ولوت آندرگروند و سایکدلیک راک های دهه ی شصت مقایسه کرده اند. (البته نباید صدای هاله تازه کار را با صدای پر دامنه و محزون ِ نیکو، خواننده دوست داشتنی گروه ولوت آندرگروند - همان بازیگر فیلم زندگی شیرین ِ فلینی- مقایسه کرد. باور کنید!)

اطلاعات تابلو(برگرفته از ویکی کریستینا پدیا!) :

هاله غفوری در برانکس نیویورک، از پدر و مادری ایرانی متولد شده است. سه تار می نوازد. دو نیمه آلبوم (یا درست تر بگوییم پیش- آلبوم) به نام های صبح و سرباز چترباز دارد. به شدت بچه مثبت است. لیسانس بیولوژی دارد و وقتی که برای دانشکده پزشکی هاروارد قبول شد نرفت! اگه می رفت که شما الان این آلبوم رو نمی شنیدید. در دانشگاه آکسفورد هم یک ترم در مورد نژداها مطالعه کرده و همینطور فارغ التحصیل از فی. بتا. کاپا است. (از فاکنر بپرسید که این دیگه چیه!) {این همه مدرک آدم رو یاد مرحوم کُردان میندازه!} و از اون جایی که پدر و مادرش ایرانی و عشق کتاب بودند، او هم از بچگی با حافظ و مولانا بزرگ شد و بعدها جایزه ی آکادمی شاعران آمریکا را گرفت. اشعار مولانا و فروغ و سهراب و ... با ترجمه های او در بازار خارج موجود است.

آهنگ های شنیدنی :

خداییش خیلی آدمای تنبلی هستین اگه حوصله ندارید مجموعا 15 تراک رو با حوصله بشنوید!

پ.ن: ترجمه عنوان آلبوم، دم دستی ترین چیزی بود که به ذهنم رسید. را.دیو. فر.دا "بی مرزی برای پرواز" ترجمه کرده.

13 comments:

یلدا گفت...

مــــــــرسی برای معرفی ! حقیقتا الان چشمهام باز نمی شوند فردا دانلود کرده و گوش می کنم.
نامجو برای من یک پدیده نیست اما با بعضی خلاقیت هاش حال می کنم. و با بعضی بیرون مرز خوانی هاش.
فکر می کنم دانش هاله غفوری با توجه به بک گراندی که گفتی خیلی بیشتر از نامجو باشد.

ايرن گفت...

خوب من حرفاتو راجع به نامجو قبول ندارم....به نظر من نامجو خيلي بيشتر از يه كم صداست....
اين هاله رو هم تا حالا گوش ندادم!نمي شد لينك دانلود آهنگاشو بذاري؟!
حالا گوش ميدم ببينم اصلا ميشه اين دو تا را با هم مقايسه كرد يا نه؟

نعیمه گفت...

بعضی از کارهای نامجو رو دوست دارم. خیلی جسارت می خواد که روی ملودی الویس پریسلی بخونی: جره بازی بودم رفتم به نخجیر (چقدر اولین بار که این ترانه رو شنیدم خندیدم). از خانم هاله چیزی نشنیدم. لازم شد که کارهاش رو گوش کنم. ممنونم بابت این پست ها.
white stripes رو هم گوش کردم و صادقانه بگم برای این سبک موسیقی یه کم پیر شدم.
اون توجیه جناب المر رو هم واقعاً نشنیدم به همین خاطر کنجکاو شدم ببینم چی می گه. این فیلم گیر میاد؟
چطوره یه پاتک به آرشیو فیلم زکریا بزنم؟
در مورد اون 1/8 هم از حرفت نرنجیدم. از بزرگترها رنجیدم که تو اون روز کذائی تبعات هزار سال حکومت مذهبی تو اروپا رو ندیده گرفتن.
اصطلاح های جامعه شناسی خیلی سختن. اما من چون هم انگلیسی خوندم هم جامعه شناسی از این بابت خیلی دچار دردسر نشدم.

زکریا گفت...

خيلي به نامجو كم لطفي كردي ! هرچند با آلبوم آخ ازش نااميد شدم

زهرا موثق گفت...

برعکس من همیشه از شنیدن نامجو لذت بردم.
چه می‌خواد کاور زده باشه چه تولیدی کار کرده باشه، من از شنیدن آواز هجوآمزیش کیف می‌کنم.
فقط یه چی. کارای این هاله واقعا منو فضول کرده ولی غیر همون چن تا ترک چند ثانیه‌ای که رو سایتش هست آهنگ دیگه‌ای ازش نجوریدم.
میشه میشه میشه پلییییز؟!

ماهی کوچولو گفت...

سلام
من نامجو رو دوست دارم پس احتمالاً هاله رو هم دوست خواهم داشت
علاقمند شدم به گوش دادن کارهاش اما لینک دانلودش رو پیدا نکردم
ممنون می شم اگه بذارید

لیلیت کامل گفت...

رنگ وبلاگت مانع یک خوندن راحت میشه . شاید مثل من تو هم درگیر پرده نشینی هستی. در سفارش یاران و نیکان خاص و سالکان طریقت نور آمده است که چون رفیقی نیافتی این ره را تنها برو وقت کم است پسر

هما گفت...

درود
سپاس از معرفی هاله.
جالب بود
اما در مورد نامجو
کمی صدای اهنگین!!!!!!!!!!
به نظر من که نامجو کلکسیونی از صداست و همین ویژکی های مذکورش ما رو مجذوب کرده

هما گفت...

یه مطلب جدید زدم خوشحال میشم سر بزنید

Hasti.N گفت...

hich vaght natonestam ba namjo kenaar biyaam. khashi ke toye sedaash hast badjor kalafeh am mikoneh.

افسانه سیزیف گفت...

چه پست خوبی‌ بود .. چه قدر چیز یاد گرفتم. و اما درباره نامجو، به نظرم موزیسین خوب‌ای نیست. تحریر هاش کلی‌ ایراد داره . فالش هم میزانه و تار زدنش هم خوب، نمی‌شه گفت که بی‌ عیبه .. در کلّ ولی‌ حال میده هر از گاهی ! شاید چون حسش بهتر از موزیکشه ...

تارا گفت...

خب راستش هرگز نتونستم نامجو رو به عنوان هنرمند قبول کنم!هرچند بعضی از اهنگهاش شنیدنیه..
اما در مورد هاله چیز زیادی نمیدونستم..
ممنون بابت اطلاعات..

negar گفت...

خوب باید گوش کردو نظر داد.مرسی که معرفی کردی.البته در مورد پدیده(!) بودن نامجو که بحثی نیست!!!

ارسال یک نظر

لطفا پیغام های خارج از بحث پست رو به این آدرس ها بفرستین :
زکریا kaboe.tanha@gmail.com
میم walldivar@gmail.com

معتادان دیازپام ده

جستجو در دیآزپام 10

دیآزپام خورندگان امروز