۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۱, سه‌شنبه

"هيچ" براي هيچ

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۱, سه‌شنبه

  1. 1.فيلم "مهمان مامان" اثر " مهرجوئي " : روايت زندگي فقيرانه چند خانواده در جنوب شهر كه علي رغم رگه هاي طنزي كه داشت فقري شرافتمندانه اما تلخ را به تصوير كشيد .
  2. 2.فيلم "بازگشت" اثر "آندري زوياگينتسف " : در پايان فيلم كه تصاوير عكاسي شده پسر را فريم به فريم ميبينيم اين احتمال تقويت مي شود كه نكند پدر وجود خارجي نداشته است چون در هيچ يك از عكس ها وجود ندارد .
  3. 3.فيلم "كنعان " اثر "ماني حقيقي " : مينا – با بازي ترانه عليدوستي – بعد از دعوا با خواهرش به خانه مي آيد و شوهرش مرتضي – محمدرضا فروتن – را صدا مي زند . مرتضي در اتاق خواب در حال استراحت است . مينا به نزد او مي رود و در تاريكي اتاق خواب او را صدا ميزند . در سياهي مطلق صداي مرتضي را مي شنويم كه به او دلداري مي دهد و مي فهميم كه او را در آغوش كشيده است .
  4. 4.فيلم "پس از طلوع" اثر " ريچارد "لينكليتر ": در پايان فيلم آن چيزي كه بغض ما را مي شكند ديدن جاهاي خالي است كه در طول فيلم ما و "جسي" و "سلين" با هم در آن جا بوده ايم .
تنها چيزي كه بعد از ديدن فيلم "هيچ" ساخته جديد "عبدالرضا كاهاني" در خاطر شما مي ماند بازي خوب و روان تيم بازيگري است به خصوص نقشي كه "پانته آ بهرام" – بازيگر محبوبم - و "مهران احمدي" بازي كرده اند اما فيلمي كه تنها نكته شاخصش بازي هايش باشد محكوم به فناست و بعد از گذشت چند سال فراموش مي شود! باز هم خانه اي قديمي و داراي حياط مركزي در جنوب شهر كه قرار است برايمان فقر را به تصوير بكشد و تاثير پول بر شخصيت افراد را نشان دهد . سو‍ژه اي كه از فرط تكرار در سينماي ايران نخ نما شده است و نمونه هاي خوب زياد دارد (شماره يك ) كاهاني براي متفاوت شدن فيلمش سعي كرده است تا جائي كه مي تواند از خط قرمزها عبور كند و بازيگرانش تا مي توانند به هم فحاشي كنند ! اما در همين سينماي پر از محدوديت هم مي توان از خط قرمزها عبور كرد و محترم ماند (شماره سه ) حربه كاهاني براي هر چه بيش تر رئال كردن فيلمش نتيجه عكس مي دهد و ما به جاي اين كه با كاراكترها همذات پنداري كنيم آن ها را انسان هائي لمپن و بي ادب مي بينيم و حتي ممكن است آن ها را سزاوار هم چينين وضعي بدانيم ! كاش "كاهاني" براي ثروت بادآورده "مهدي هاشمي" دليلي باور پذيرتر پيدا مي كرد . هرچند كه به شخصه دليل علاقه او را به بيماري هاي عجيب روحي يا جسمي نمي فهمم ! "پرويز پرستوئي" با وسواسي عجيب در فيلم "بيست" و "مهدي هاشمي" در اين فيلم با اختلال غده هيپوفيز و اين توانائي كه بدنش هرچند وقت يك بار كليه بسازد ! قصد ندارم مته به خشخاش بگذارم اما عكس هايي كه در فيلم نشان داده مي شود را با (شماره دو) و سكانس پاياني فيلم را با ( شماره چهار ) مقايسه كنيد تا بفهميد چرا "هيچ" فيلم ماندگاري نيست !
اگر بپذيريم كه تمام محتواهاي ممكن در هنر مطرح شده اند و اكنون فرم هاي تازه و بيان هاي جديد برنده اين ميدان هستند جائي براي دفاع از اين فيلم خوب نمي ماند .
.

23 comments:

Hasti.N گفت...

خیلی‌ وقته فیلم ایرانی‌ ندیدم. گاهی‌ میترسم به امید یک فیلم خوب برم جلو، و سر خورده بشم. غیرتی‌ میشم وقتی‌ فیلمی که میبینم مزخرف باشه. از کارهای پرستویی خیلی‌ لذت میبرم، هرچی‌ با این بازیگر دیدم خوب بوده.

شاه رخ گفت...

من كه هيچ رو نديدم ولي تين عكسي كه گذاشتي انگار تاييد مي كنه حرفاتو
سلام
صبح بخير
قالبمون خيلي هم خوشكله
اسممونم خيلي خوبه
كانت دوني مونم عاليه

شاه رخ گفت...

الان كه بيشتر فم ي كنم انگار حق با يعضي از ساكنين كله تباه شده اسبه كه اخلاقيلاه كه تكنولوژي رو عوض كرده نه برعكس

ايرن گفت...

متاسفانه با اين پستت به شدت مخالفم!
اول فيلمايي كه انتخاب كردي براي مقايسه يا فيلم هيچ، من هيچ رابطه اي بين اينا و هيچ پيدا نمي كنم
دوما عكسي كه تو انتخاب كردي براي سكانسيه كه از طرف صدا و سيما اومدند خونشون و دارند گزارش تهيه مي كنند..يه عده آدم فقير توي جنوب شهر براي اولين بار از تلويزيون اومدند خونشون...اين عكس خوب داره بيان مي كنه احساسات اين آدما رو...
اين يه فيلم استعاريه به نظر من...اون خونه ي داغون و نكبت زده همين مملكتمونه و اون كليه هم كه هي رشد مي كنه مي تونه استعاره اي از نفت باشه...
كه صاحبش تموم پولش رو براي خودش مي خواد...حتي اگه استعاري هم نباشه...من صد بار گفتم يه بار ديگه هم ميگم..مهم نيست ايده تكراري باشه..سوژه نخ نما باشه مهم اينه كه تو با كارگرداني درست از همون سوژه ي نخ نما يه شاهكار بكشي بيرون...

ايرن گفت...

احساس مي كنم با بي رحمي و بي انصافي به فيلم حمله كردي!و اين كه تو نمي توني از طراحي صحنه و لباس بي نظير فيلم بگذري...به نظر من شاهكار بود شاهككار!

ايوب گفت...

يه نمه بد كوبيدي تو سر مال داداش

یک مالیخولیایی گفت...

ولی من بعد از دیدن هیچ خیلی چیزای دیگه ای هم یادم موند....نخ نما بودن سوژه که بد نیست به خودی خود...و اینکه باور پذیر بودن ثروت هاشمی به نظر من زیاد هم مهم نیست یا حتی جالب ترش هم کرده بود.

هما گفت...

درود
من این فیلم رو ندیدم پس نمی تونم نظری در این مورد بدم.
به هر حال سپاس.
پستی که درخواست کردیدرو گذاشتم.
امیدوارم خوشتون بیاد.

هما گفت...

کم کم دارم به دیازپام هاتون معتاد می شم.
انتظار سخته یا بهتر بگم طاقت فرسا...
از مصطفی مستور هم کتاب خوندم روی ماه خداوند را ببوس و استخوان های خوک و دستهای جذامی دلچسب بودن.
سپاس برای دیازپام های قوی تون.

ناشناس گفت...

ه هر حال از کسی که چیزی مثل کنعان رو می پسنده نباید انتظار داشت تونسته باشته با آدم های هیچ همزات پنداری کنه!

SOMAYEH گفت...

به 1001 یک دلیل من این فیلمو دوست دارم . فرصت کنم همین روزا یک مطلب تو وبلاگم میذارم . در مورد پستتم الان راهی سفرم برگردم مفصل حرف می زنم .

یازده دقیقه گفت...

فیلم حرف داشت برای گفتن. حصاری که به دور خود تنیده ایم و رهایی از آن حتی با تغییر شرایط محال می شود.

هلیا گفت...

سلام

شاید مقصود کاهانی از ه ی چ
؛
نبود خداست در دل آدم هایش
که در ه ی چ سکانسی از فیلم نمود ندارد!


+ این روزها ه ی چ فیلمی ماندگاری ندارد در دل آدم های شهر... شاید چون خسته ایم از این همه فقر و دیدنش و چشیدنش... ما خودمان هم دیگر نمی دانیم چه می خواهیم!

Afsaneh گفت...

Salam, Alaaraghme ein ke mesle hamin jaa kheylihaa migan, filme ghaabele tamoli boodeh, man ham baa nazaaraate shomaa dar morede "Hich" kaamelan movaafegham
http://afsanehmk.blogspot.com/2010/04/blog-post_24.html

نعیمه گفت...

حالم به هم می خوره از این چرخه تکرار در فیلم های ایرانی.

سایه گفت...

باور کنید حرف نویسنده کاملا درست است چون واقعا من دیدم که بعضی ها می گفتند حقشون که فقیر باشند.

حماقت نکن گفت...

هیچ چیزی بهتر از عکسی که گذاشتی هیچ رو بهتر توصیف نمی کنه.

هلیا گفت...

فرقی نمی کند
شهریار باشی یا شریعتی
ستار خان هم که باشی
این روزها ناپدید می شوی


+ سپاس زکریای عزیز
نمی دانم چند سال دیگر... نوبت خود ما می رسد
آی در صف زنده گان
دیگر کسی هست که بایستد!

فورتونا گفت...

البته اعتقاد دارم با همه ی چیزایی که گفتی، نسبت به بقیه فیلمای رو اکران بد نبود.
منم با اون قضیه کلیه هه خیلی مشکل داشتم!

زهرا موثق گفت...

ندیدم فیلمو
ولی مورد مضمون نخ نما باهات مخالم. یه مضمون به خودی خود نمی تونه نخ نما یا غیر نخ نما باشه.
ولی این حقو داری که اگه از یه فیلمی حوصلت سر رفت سرش غر بزنی.
غر بزن
راحت باش

Morteza گفت...

شاید توی همیم هفته 10 تا فیلم را با هم دیدم ... نمی دانم ... عذاب وجدان گرفتم از بس که فیلم ایرانی جدید تماشا نکرده ام

شاه رخ گفت...

الان كه من دارم وبگردي مي كنم ت ومثل خري كه توي گل مونده باشه داري تست مي زني
بعد كه بر مي گردي خريو مي بيني كه توي گل جون داده قبل جون دادنش البته هانگر رو زير نويس كرده
برگرد
برگرد تنهايي پر هياهو رو بخون درباره ش حرف بزنيم
مي خوام سيگار بكشم
مردم از تنهايي

امیر حسین گفت...

سلام زکریا
خوشحالم که فضای مجازی این فرصت را در اختیار دوستان می گذاره که در کنار هم باشند.
عکس لوگوی وبلاگ جالبه.
در مورد فیلم هیچ هم به نظر من این فیلم بیشتر از حد خودش سر و صدا کرد. هدف هیچ با به کار بردن یک سری محدودیت جذب مخاطب عام بود ولی دریغا که مخاطب از این حد هم پایین تر سقوط کرده.
از فیلم بازگشت بگو . فیلمی که می شه زندگی کرد.

موفق و پیروز باشی

ارسال یک نظر

لطفا پیغام های خارج از بحث پست رو به این آدرس ها بفرستین :
زکریا kaboe.tanha@gmail.com
میم walldivar@gmail.com

معتادان دیازپام ده

جستجو در دیآزپام 10

دیآزپام خورندگان امروز