۱۳۸۹ خرداد ۲, یکشنبه

ما به خرداد پر از بغض ! عادت داریم

۱۳۸۹ خرداد ۲, یکشنبه
یک. "آوریل بی رحم ترین ماه هاست ... " این سطر اول بزرگ ترین منظومه شعری بشر در قرن گذشته است . احتمالا اگر "تی. اس . الیوت" ایرانی بود کتاب "سرزمین بی حاصل" ش را این گونه شروع می کرد : خرداد پر حادثه ترین ماه هاست ! نگاهی به تقویم خود بیاندازید : 2 خرداد : پیروزی محمد خاتمی در انتخابات سال 76 / 3 خرداد : فتح خرمشهر /  18 خرداد :پیروزی مجدد خاتمی در انتخابات در سال 80  / 29 خرداد : وفات دکتر شریعتی و خرداد سال قبل ...
دو.{سوم خرداد سال 1376 } خاتمی از 29 میلیون و 76 هزار و 70 رای توانست 20 میلیون و 78 هزار و 187 رای را به خود اختصاص دهد یعنی حدود 70 درصد آرا . این دو عدد را از هم کم کنید , هنوز هم باور نکردنی است !
سه.{چهار سال بعد} کارشکنی و بحران آفرینی عده ای از یک سو و عجول بودن و پر توقع بودن ما جوان هائی که می خواستیم چهرساله لذت تحول "می 68 "فرانسه را تجربه کنیم از سوئی دیگر , عرصه را به خاتمی تنگ کرده بود . اما او در سالن وزارت کشور خطاب به مردم جمله ای تاریخی گفت : " سرمایه اندکی دارم و آن سرمایه آبروی من است " و این گونه او باز هم ادامه داد تا در 18 خرداد 1380 تنها رئیس جمهور تاریخ سیاسی ایران شود که تعداد آرایش در نوبت دوم پیروزی بیش تر از نوبت اول باشد.
چهار. {سال 1385 .جشن شب چله مجله چهل چراغ } "امیر مهدی ژوله " به نیابت از همه ما جوان ها روی سن خطاب به "خاتمی" می گوید : سال هاست آرزو دارم که شما را بغل کنم ! امیدوارم وقتی از سن پائین می آیم این آرزو برآورده شود ! وقتی "ژوله" در آغوش خاتمی آرام گرفت , مگر میشد باز هم بغضمان را کنترل کنیم ؟ !
پنج.{سال 1387 } " وقتی می خواستم با آقای خاتمی در دفترش مصاحبه کنم به یک رومیزی برای میزی که در باغ ایشان گذاشته بودیم نیاز داشتیم . چیزی مانند ترمه . وقتی زنگ مجتمع رو به رو را زدیم و ماجرا را بیان کردیم خانم صاحب خانه تا نام خاتمی را شنید, بدون دریافت هیچ کارت شناسائی یک قالیچه تمام ابریشم را به اصرار به ما داد " خاطرات حجت سپهوند . عکاس و خبرنگار
شش. {سال 1388 } هنوز خیلی ها در انتخاب "کروبی" و "میر حسین" مردد بودند . نقاط تاریک و ابهام آمیز کارنامه سیاسی میرحسین خیلی ها را به شک انداخته بود اما تا خاتمی موضع خودش را در مورد حمایت از میرحسین اعلام کرد , کار تمام شد . دنیای همه ما از آن به بعد یک رنگ داشت : سبز .
هفت.وقتی به "فیدل کاسترو" گفتند می خواهیم 60 سالگی ات را جشن بگیریم و روز تولدت را روز ملی کوبا نام گذاری کنیم , پیرمرد قبول نکرد . او نمی خواست به تاریخ ملحق شود . کاسترو اجازه نداد که خیابانی را به نام او کنند یا عکسش را روی اسکناس چاپ کنند یا حتی از او مجسمه بسازند . او دستور داد که فعلا تا می توانند عکس های "چه گوارا " را چاپ کنند تا فعلا تاریخ با او کاری نداشته باشد . همه سیاستمدارها از قضاوتی که بعد از گذشت زمان در موردشان می شود وحشت دارند . تاریخ با هیچ کس شوخی ندارد !
هشت. حالا مقایسه کنید محبوبیت مردی که 13 سال پیش خودش را در تاریخ سیاسی ایران جاودانه کرد و هم چنان با آن سرمایه گران بها و کمیابش محبوب است و محبوب می ماند .
" سید محمد خاتمی" تنها فرد تاریخ سیاسی ایران است که برای رنگ عبایش هم ترانه خوانده اند .
پ.ن : عکس جاودانه "حجت سپهوند" را برای این عکس این پست انتخاب کرده ام .
پ.ن 2 : ترانه " مردی با عبای شکلاتی " را شنیده اید ؟ همان ترانه ای که چهل چراغی ها برای خاتمی اجرا کردند ؟
.

11 comments:

مریمی گفت...

می‌شناسمش زکریا
همین یه ذره جسارت و جراتی رو هم که دارم اون پرورید. اما می‌دونی از چی بیشتر حال کردم؟ اینکه تو هم می‌شناسیش :)

یلدا گفت...

مرسی برای چنین مرهمی در چنین ماهی !

علامت سوال گفت...

دفعه قبل که پابلیش کردی این پستو کامنتکی دادم:)
هستم. همین اطراف. سر می زنم.هرروز

negar گفت...

پس اینطور.ببین وقتی فهمیدم دوست داشتی اوتیسم باشی نخندیدم.باور کن.

امیر حسین گفت...

سلام
مرسی
به امید شکسته شدن این بغض ها.

میم گفت...

آره مث همیشه دراماتیک بازی ما ایرانی ها تمومی نداره... آره خرداد ... خرداد.. خرداد ... چرا ما همش تو مرثیه و رویاش زندگی می کنیم... الان چی ؟؟؟
مث حماسه! 8 آذر و استرالیا , خداداد شده واسه ما!!! آقاالان باید یه فکری کرد....

میم گفت...

البته انتخاب عکست خوبه!

نعیمه گفت...

ممنون بابت یادآوری تموم اون خاطرات قشنگ.
امیدوارم باز هم و باز هم و باز هم تکرار بشن.

Morteza گفت...

چقدر احساس چیزی دارم ... ؟؟؟ اون همه خاطره .... وای خدای من ... نمی خواستم برای ریاست جمهوری سال 80 رای بدم ... چون خاتمی هم عمیقا معتقد به حقوق مردم نبود ... اما در دقیقه 90 بهش رای دادم .. ساعت 11 شب .. اگع اشتباه نکنم .. فقط می دونم 10 دقیقه بعد رای گیری تموم شد یعنی برای بار سوم بود که زمانش تمدید میشد

مرجان گفت...

فكر ميكنم گرچه خاتمي خيلي چيزا رو عوض كرد و باعث خيلي از نگرش ها شد ولي خيلي كم كاري هايي كرد كه الان چوبشو داريم ميخوريم
كاش جرات و جسارت مير.حسين وكرو.بي رو داشت
اون وقت شايد الان تو زندان نبوديم
راستي سلام

استپا گفت...

از اسم نگو كه دلم خونه از هيچ اسمي خوشم نمياد يادته اون صحنه توي آخرين تانگو وقتي ماريا اشنايدر اسم مارلون براندو رو پرسيد؟
ولي خدا وكيلي ستار هم اسم بدي نبوده ها دارم تصور مي كنم صدات مي زنم ستار ستار حس خوبي بهم دس مي ده
هانگر رو ديدي؟ زيرنويسم چطور بود؟ جدي ميگي؟

ارسال یک نظر

لطفا پیغام های خارج از بحث پست رو به این آدرس ها بفرستین :
زکریا kaboe.tanha@gmail.com
میم walldivar@gmail.com

معتادان دیازپام ده

جستجو در دیآزپام 10

دیآزپام خورندگان امروز