۱۳۸۹ فروردین ۲۳, دوشنبه

راهنمای" بی وتن "خوانی در هفت گام

۱۳۸۹ فروردین ۲۳, دوشنبه

گام اول: سعی کنید براتون مهم نباشه که "صفار هرندی" -وزیر ارشاد وقت – واسه رسیدن این کتاب به نمایشگاه , دستور مستقیم بررسی خارج از نوبت رو  داده !
گام دوم:فراموش کنید که موضوع کتاب "داستان سیستان" این نویسنده چیه ! اگه هم که تا الان نمیدونستید, کنجکاوی تون روتا بعد از خوندن کتاب کنترل کنید !
نکته مهم : اگر شما هم از کسانی هستید که اعتقاد دارید سیاست جزئی از دیانته ! و  در جنبش پس دادن کتاب "کافه پیانو" به نشر چشمه , به علت نظریات سیاسی "فرهاد جعفری" شرکت کردید , تو همین گام بی خیال ادامه دادن این پست بشین !!
گام سوم : به شما تبریک می گم ! شما گام مهمی رو پشت سر گذاشتید ! اما  در این گام  از دادن گیرهای سه پیچ به روند منطقی داستان – که منم قبول دارم یه جاهائیش می لنگه – شدیدا خودداری کنید !
قرارداد :  این که (چرا  "ارمیا "–راوی- با این همه تعصب وطنش رو ول کرده و صاف اومده لاس وگاس ) این که (این که ارمیا تازه وارد چه طوری این همه با جزئیات از جغرافیای شهرهای آمریکا و آدرس های خیابان های نیویورک صحبت می کنه ) این که (چرا ارمیا – جبهه رفته ی متعصب - حاضر شده با زنی که روابط آزاد داره ازدواج کنه) و این که ( چرا ارمیا تمام کلوب ها و دنسینگ های شهر رو امتحان می کنه و حتی از درصد ترکیبات فلان مشروب حرف می زنه ) نباید شما رو متعجب کنه !! ( به من اعتماد کنید ! )
گام چهارم : حین خواندن کتاب این دو سطر رو فراموش کنید , انگار که اصلا وجود ندارن :
1."آخر بچه ی کربلای پنج را چه به فیفث اوینیو ؟ خدایا ! من ارمیا معمر , جمعی گردان 24 لشگر 10 سید الشهدا , توی خیابان پنجم نیویورک چه کار می کنم ؟وسط کربلای پنج و میان آن همه دود و دم هیچ کس حتی فکرش حتا به خیابان پل پنجم اهواز هم نمی رسید چه برسد به خیابان پنجم نیویورک "
2. "خمینی به ما یاد دادکه وسط جنگ , هر روز صبح بلند شویم و بگوئیم یا علی ... بگونیم یا خدا ... بعد رسیدیم به جایی که صبح به صبح می گفتیم یا دولت ... اما توی آمریکا صبح به صبح می گویند یا خودم ! من فکر کردم یا خودم به تر باشد از یا دولت ! یا خودم را یک جورهایی می شود تبدیلش کرد به یا علی اما یا دولت را با هیچ سریشی نمی چسبد به یا علی "
(می دونم سخته انا فراموش نکنین شما که تونستین از پس گام دوم بر بیاید . این گام که چیزی نیست ! )
گام پنجم : حداقل برای این کتاب بی خیال این جمله معروف نقد ادبی بشین که میگه " وظیفه نویسنده واژه آفرینی است نه واژه شکنی " . فصل اول رو رد کردین به رسم الخط نویسنه عادت می کنین !
گام پنجم: از بازی های هوشمندانه زبانی که نویسنده از اسم کتاب شروع کرده و در تمام کتاب از اون به عنوان  ابزاری که در خدمت هدفشه استفاده کرده لذت ببرین . به این نمونه ها دقت کنین :
"خشی : قلب قرآن سوره یاسین است . سوره ای که از حروف مقطعه یاء و سین تشکیل شده است که بر طبق هرمنوتیک مدرن در عربی اول کلمه های عبارت یونایتد استایت است "
"جیسن : خود خدا توی قرآن می گوید : کل من علیها فان . یعنی هر "من" برایش "فانی" است : برای هر "انسانی" , " تفریحی "گذاشته ایم! "
گام ششم : از همه مهم تر کتاب  رو به دید یه سفرنامه به روز و انصافا منصف , از آمریکای قبل از 11 سپتامبر بخونید . رضا امیرخانی برای نوشتنش  13 ماه کل آمریکا رو با یه ماشینه شخصی زیر پا گذاشت .  و به نظر من تصویری دقیق از  دل مشغو لی های اشخاص و  جزئیات اماکن آمریکای حال حاضر به خواننده اش میده  .درون مایه اصلی کتاب تقابل بین اسلام مدرن ( با معرفی خشی : مدیر ایرانی یه مرکز تطبیقی مطالعات اسلامی ) و اسلام سنتیه ( با معرفی ارمیا معمر : مهندس جوان و جبهه رفته ) که به نظرم نویسنده خوب از پسش دراومده . نکته مهم کتاب اینه که " ارمیا" تو کل کتاب منفعله و هیچ وقت" امیر خانی" نخواسته جوابی قاطع به بدمن های کتابش بده و  با دادن شعار , خواننده رو به سمت دلخواهش ببره ( قرار بود" گام چهار" رو فراموش کنید ها !! ) که این مهم ترین انتقاد خواننده های سنتی و قدیمی امیرخانی از این کتابه .
گام هفتم : این سطر کتاب رو ک خیلی دوس دارم . گفتم شاید واسه خوندن, در شما رغبت ایجاد کنه :
 " خشی : ازدواج پیوند ژنتیکی نیست ...ازدواج خاطرات مشترک هم نیست ...ازدواج یعنی دونفری کار کردن و از آن طرف save کردن پول به خاطر مسائل مشترک , روشن کردن dish washer  نه با سه چهارم capacity که به صورت پر ! یعنی گرفتن toothpaste بزرگ با سی درصد off طوری که از expire شدنش هم نترسی ! یعنی خرید دو دستمال توالت by one , get one free  "
.          

11 comments:

امیر گفت...

سلام،
1. یعنی این هفت گامی که گفتی، در نهایت قرار بود توصیه کنه به خوندن کتاب یا نخوندنش؟
2. جمله ای که آلدوس هاکسلی نقل کردی معرکه است.

مهدیه گفت...

سلام.

از روسپیگری میام!

چند تا از پست ها رو خوندم و خوشم اومد. این "بی وتن" رو دوست ندارم بخونم. بعضی کتابا آدم رو جذب نمی کنه !تا حالا چند بار پیشنهاد شده اما نتونستم حتا بازش کنم.

منم نفهمیدم بالاخره منظورتون این بود که بخونیم بهتره یا نخونیم. اما خب همین چند گام کافی بود که اگه روزی حتا وسوسه هم شدم نخونم. به چه دردی می خوره؟!! این که برم آیه ها رو مرور کنم یا در مورد ازدواج بخونم؟!!

اصلن با عربی مشکل دارم... بی خیال..

موفق باشید

زکریا گفت...

مرسی از دوستایی که له این وبلاگ تشریف میارن . راستش برا خودمم سخت بود که گام های اولیه رو تحمل کنم اما فکر می کنم که در نهایت با هموم دیدی که گفتم میشه کتاب رو حداقل یه بار خوند . برا همین بود که سعی کردم فضای کتاب و حواشی اش رو بنویسم . من که توصیه می کنم بخونید . بازم مرسی

بدیع گفت...

سلام.
راه اندازی وبلاگ جدیدتو بهت تبریک میگم.
خوب شروع کردی.
7 قدم جالبی بود!
ولی ما که همرو تو یه فدم رفتیم.

Maedeh گفت...

سلام. من "بی وتن" رو خونده ام. نیازی به گام ها نشد زیاد. هرجا حرص می خوردم دندونامو روی هم فشار میدادم تا اون قسمتش تموم شه. از امیرخانی میتونستم انتظار هر چیزی رو داشته باشم بعد از "داستان سیستان" برای همین کتاب رو خوندم. اما یه جورایی ارمیا رو که توی کتاب خودش فقط زیر دست و پا له شد، این جا کامل له و لورده کرد. "من او" رو خیلی دوست دارم. "از به" رو هم دوست دارم. اما "بی وتن" رو فکر نکنم بخوام دوباره بخونم.

EM گفت...

این ان ترین پیشنهادی یه که میتونی به خواننده های وبلاگت بدی... اگه کسی برای خوندن یه کتاب باید هفت گام رو پشت سر بذاره که شامل اعتقادات و مرام و مسلک و هویت و جهت گیری های سیاسی و مذهبی یک نویسنده میشه، و تازه باید بی خیال اینا بشه؛ پس نخوندن همون خوندنه! من متاسفانه سصت صفحه از این کتاب اشغال رو خوندم... مرام و مسلک و اعتقادات این نویسنده همونقدر روی اعتقادات و باورهای خواننده تاثیر میدمیذاره که

EM گفت...

... جنیفر لوپز روی سبک راک ان رول تاثیر گذاشته!! تو که حضرت حافظ و سعدی و مولوی و ... میخونی، دیگه این آشغالای مسموم کننده رو پیشنهاد نکن!!

EM گفت...

vase postat kament gozashtamha

زکریا گفت...

مرسی از EM عزیز. من فکر می کنم حتی اگه کتاب به همین بدی باشه که تو میگی بازم باید حد اقل یک بار نظر مخالف رو خوند . مگه ما خودمون طرف های مخالف رو به بسته بودن متهم نمی کنیم .
به قول همان حضرت حافظ : دوستان , از راست می رنجد نگارم چون کنم ؟

somaye گفت...

با این توصیفات کتاب را بخوانیم ؟
نخوانیم؟
بخوانیم
نخوانیم
بخوانیم
نخوانیم
؟

javad گفت...

zakarya jan...in post shoma khodesh hashie dare....aslan to khodet hashie dari...aslan hashie dara shiran...!(kolan midoni man harfam mantegh nadare...shayadam az hoshe ziade).1

ارسال یک نظر

لطفا پیغام های خارج از بحث پست رو به این آدرس ها بفرستین :
زکریا kaboe.tanha@gmail.com
میم walldivar@gmail.com

معتادان دیازپام ده

جستجو در دیآزپام 10

دیآزپام خورندگان امروز